به این ترتیب

او را به‌جُرم کندن یک سیب کشتند
بی‌آنکه جرمش را کند تکذیب کشتند

اوّل به‌ضرب تَـرکه او را پند دادند
بعداً به‌قصد اندکی تأدیب کشتند

آنان بدون سیب‌ها آسیب بودند
او را فقط از ترس این آسیب کشتند

قانون منع سیب را تصویب کردند
تصویب کردند و پس‌از تصویب کشتند

آمد بگوید من! ولی فرصت ندادند
آرام شد، او را به این ترتیب کشتند

****

موج‌های نیمه‌جان

شب رسیده‌ست و مهتاب دیگر
ما و خمیازه و خواب دیگر

دل به دریا زدیم و نرفتیم
نقشه‌ها نقشه بر آب دیگر

باز فردای خاموش دریا
باز ماییم و مرداب دیگر

موج‌ها نیمه‌جان روی آبند
سنگ بردار و پرتاب دیگر

دست از تیغ بردار ای مرد
این منم، روح سهراب دیگر

شب رسیده‌ست پیمانه پر کن
آسمان است و محراب دیگر

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيرين

سلام رئيس آخه حيف اين همه شعرهای قشنگ نيست که مونده تو کشوی ميزتون !!!

پيام سيستانی

درود بر قريبی عزيز بسی شادمانم از آشنايی با شما . آشنايی با بزرگواری فرهيخته و سخندان . دلنوشته ها و دستنوشته های عزيزت را به تمامی خواندم و چيز ها آموختم . باز هم خواهم خواند . آرزومند شادکامی شما هستم . با احترام شما برای خواندن چند غزلک ناچيز دعوت می کنم . ارادتمند شما : پيام سيستانی

مصطفی جوادی

مصرع سوم يک {را}جا مانده باسلام

رضابخشي

سلام آقای قريبی اشعارتون روتوفصلنامه شعر خوندم وبلاگ تون هم معرکه است

نغمه

سلام استاد/کوچولو خوبه؟بزرگ شده حتما/غزلها عالی بود مثل هميشه

سودي

سلام جالب بود.جناب چوپان به وبلاگ من هم سر بزنيد

کرمشاهی

سلام غزل اولی کار خوبی بود به دل می نشست موفق باشيد

نفيسه

سلام خوشحالم که به اين جا آمدم و با يه دوست ديگه و کارهاش آشا شدم واقعيت اين که ن از کارتون لذت بردم ولی در کار اول تکرار زياد بود طوری که نه تنها کار رو زيبا نکرده بلکه تو چشم بازم ممنون.