زبان سرخ

باسلام
به هزار دليل كه كوچكترين آن پروژه جابجايي از منزل به محل جديد و احتمالا در گيري با جماعت نقاش و لوله كش و بنا است تا مدتي در خدمت دوستان نخواهم بود . باشما هستم به ياد شما هستم و سعي مي كنم زود به زود تر به ديدنتان بيايم . قربان همگي .

زبان سرخ


مي رسيدآن روز ازميدان صداي چوب دار
مردمي گرم هياهو در هواي چوب دار
يك نفر بالاتر از مردم زباني سرخ داشت
با سر سبزي كه آوردند پاي چوب دار
هيج كس از او نمي دانست حتي يك غزل
گر چه مي ديدند او را لابلاي چوب دار
ريسماني و گلو آن سان كه مي گفتي چه خوب
ساختند انگار گردن را براي چوب دار
يك نفر آن روز كم كم مرد ما مانديم وباز
گريه هاي تلخ مردم خنده هاي چوب دار

/ 45 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد

سلامی به گرمای آفتاب و لطافت صبح هنگام طلوع دوباره دوستیها در باغ مهربانی..........(خودمو کشتم آخرش هم نفهمیدم چی می خواستم بگم)اگه به کلبه دانشجویی ما هم سری بزنید خوشحال می شیم.........قربان همتون مهرداد و .........

مصطفی

سلام ..حسن جان .. به آدرس جديدم بيا.البته وقتی سرت خلوت شد.. متشکرم.

مسلم

چوپان دشت عشقم و ناي غزل به لب/ دارم غزال چشم سيه مي چرانمت. حسن جان سلام ما دير اومديم يه مقدار انگاري و شما هم گرفتار قوم بني هندلي پنداري. مواظب سر سبزت باش به تيشه ميشه اي كلنگي بيلي چيزي نخوره!قربانت تا بعد

roya

با سلام اگه تو نقاشی کاری داشتيد مارو خبر کنيد خیلی واردیم و این دست کم یه هفت هشت سالی کارمون بوده با اشارتی حاضر می شيم منتها فقط می تونيم زير پای نقاشارو جارو کنيم

مانيا.

سلام حسن آقا. شعر زيبايي بود. منزل جديد هم مبارك. اميدوارم كه تمامي كارهاي منزل جديدتون به راحتي صورت بگيره. با آرزوي بازگشت هرچه سريع تر شما.

مينا

سلام . خونه جديد مبارک . خيلي وقته که ميخواستم به ديدنت بيام ولي فرصت نميشد . الان هم که اومدم شما تشريف نداريد . هرجا هستي براتون آرزوي شادکامي دارم . موفق باشي

خون

جايی که زبان سرخ است سر سبز نمی ماند ! اشعار ديشب را نوشتم اگر خواستيد تشريف بياوريد ...

برفی

سلام چوپان عزيز . خدايي خيلی بی معرفتی ها . يه مهمون چند بار بايد بهت سر بزنه . تا به خونه اش سر بزنی هان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایمان مستشار نظامی

سلام دوست عزيز غزل بسيار زيبايی بود