تب اشراق





گله در سكوت شبي ديگر آرميده بود وچوپان در انديشه اي خاموش .آن سوي برهمن را با مهتاب در خلوتي راز گونه رخصت موانست دست داده بود. چوپان بره ها را چپ و راست مي نگريست . جوالي بر دوش و عصايي بر دست . آب از ديده گان گشود و اين بيت، زمزمه همي كرد:
.... گرگ ها مي ميرند، بره ها مي مانند
وشبي چوپان گفت: به همين دل شاديم ...
ساعتي بگذشت. برهمن از مجالست مهتاب برخواست و به نزديك چوپان شد . وي راآواز داد : اكنون كه چندي به محل شرف آفتاب دربرج حمل نمانده است و موسم بهار در راه است ، تورا چه وقت گريستن ؟ چوپان گفت: از آن انديشم كه اين سفرنامه را بي گزند گرگ وآفت حوادث دهر به انجام نرسانم. برهمن گفت : اين بيم بر تو روانيست مگر تو را خواب نوشين در ربايد، كه خفتن را عقوبتي بس عظيم در قفاست. مگر تا آن حكايت شنيده باشي ؟ چوپان گفت : وآن كدام است ؟ برهمن چنين برخواند:
(چوپان نامه باب ششم)

تب اشراق

خواب بودند كه با زلزله بيدار شدند
سقف ها رحم نياورده و آوار شدند
خواب بودند كه از پشت درختان كبود
تيره بالان بد آهنگ پديدار شدند
خشت هايي كه به چشم همه شان خوار نمود
دست در دست هم آورده و ديوار شدند
گوش ها مملو از آواز پر جبرائيل
سينه ها از تب اشراق تل انبار شدند
جاده ها تيز سفرنا مه شان را بستند
بس كه بيهوده در اين دايره تكرار شدند

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمان

سلام...سال نو مبارک...به براهمن سلام مرا برسان...برای هردوی شما سال خوشی را آرزو ميکنم...راستی اين چوپان نامه چند باب؟...ياحق

مسيح

سلام عزيز. نوروز مبارك. زيبا بود. خيلي زيبا. «گوش ها مملو از آواز پر جبرائيل//سينه ها از تب اشراق تل انبار شدند». پاينده ماني.

nasrin

سلام . عيدت مبارک . سال خوبی داشته باشی . يا حق !

نیما عابد

روز نو، بهار نو و سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک

adamak

سلام بزرگوار! کولاکه! شعرت رو قبلاْ خونده بودم ولی حرفای چوپان و برهمن رو نه. دمت گرم...سال نو مبارک...دانيال رو هم ببوس...تا بعد...

!!

آری ای کاش امسال خواب نوشین ما را در نرباید تا ... حسرت و تردید ........ دفتر کهنه پدر اما / بی سوال و کنایه و تردید / حرف اگر هست حرف تنهایی است / حرف آیا و حسرت و امید ..... امیدت ناامید نشود . سال خوبی داشته باشی ( شرف آفتاب در برج حمل نزدیک است ! ) زیبا نوشته بودی و با مناسبت و مفهوم عالی . متشکر ........!

pishy

من هر وقت می خواستم بيام اين پرشين بلاگ قات می زد....بالاخره امروز موفق شدم..راستی اين کتاب چوپان چيه؟ در باره ش زياد شنيدم ولی دقيقا نمی دونم ........عيدتم مبارک

adamak

سال نو مبارک...

سيد علي ميرافضلي

دوستانم هر کجا هستند روزهاشان پرتقالی باد! در اين روزهای تلخ جز اين چه مي‌توان گفت؟