ما شهیدان یک اتفاقیم

 

 گُر گرفت و به تدریج خم شد، پشت کبریت شعله‌ورِ ما

روسیاهی به‌جا ماند و افتاد، فتنة شور و شر از سرِ ما

 

چوب بودیم و باروت بر سر، فکر فتح شبستان عالم

ناگهان انفجاری به‌پا کرد، اصطکاکِ جنون‌پرورِ ما

 

یک‌به‌یک،‌ صف‌به‌صف، چیله چیله، کاری از دستمان بر نیامد

عاقبت پرت شد روی هیزم، قوطی خالی لشکرِ ما

 

ما خطر کرده‌بودیم اما، جنس کبریت  ما «بی‌خطر» بود

باز تقصیر این سرنوشت است، مرگ بر چرخِ بداخترِ ما 

 

دود بود و سیاهی و سازش، ما شهیدان یک اتفاقیم

هیچ کس بد نگوید به دیروز، بد نگوید به خاکسترِ ما

 

آرزو‌های بر خاک مانده، پردة آخر این نمایش؛

همچنان می‌زند بال بر هم، «جوجهْ‌ققنوسِ» خوش‌باورِ ما

/ 5 نظر / 21 بازدید
صمیم عنایتی

سلام جوحه قوقنوسی هم در کار نبود. هیچ بود و هیچ و هیچ..

لیلا ساتر

با چادر تنهایی به روزم با احترام دعوتید مفصل نقدم کنید ممنون

ح ع

من خیلی کم می آیم روی وبلاگت . امشب هم زهرا مرا آورد . می بوسمت و دیگر هیچ !

روشنک

تبریک حسن جان

12

با سلام مدیر سایت کارا کتاب هستم:karaketab.com خوشحال می شم با هم دوست و همکار باشیم.لطفا وب لاگ من رو لینک کنبید.ما نیز همه سعی خود را برای همکاری با شما خواهیم نمود با نام خرید اینترنتی کتاب نایاب به آدرس:www.bookciyty098.blogfa.com