آن‌چه می‌دانيم

سلام دوستان

شما فکر می‌کنيد کار ساده‌ای است آدم چوپان باشد  آن هم بدون چماق؟ تازه کامپیوترش ویروس هم بگیرد... و دلش هم مثل سيروسرکه تنگ شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!


سهمشان از زندگی ناچيز بود
سهم ناچيزی که حزن‌انگيز بود
داستان انتخاب سرنوشت
داستان دست و دستاويز بود
هر ستاره نقطه‌ای تاريک‌تر
هر شکوفه پهنه‌ی پاييز بود
می شد از هر جای قصّه گريه کرد
گرچه جای خنده‌هايی نيز بود
آنچه مي‌دانيم رازآلود ماند
آنچه می‌گفتند حزن‌انگيز بود.

نکته:: با عرض پوزش از دوستانی که دلم برای ديدنشان بي‌تابی مي‌کند.

/ 60 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فري

سلام حسن جون. با خبر شدم كه سيستمت رديفه.......من چاكرتم . جون من پرشين بدون چوپان به درد مي خوره؟ نه والله نه بالله....به داني نازنين و خانم سلام برسون. نوكرتم.

kashanak

سلام جون عمت به روزش کن

mojtaba khalili

سلام.همان همنشين قديمی.شبی در کوچه های کاشان.يادت که هست؟ اولين بار بود که به چوپان سر زدم و اميدوارم اخرين بار نباشد!

Amousibilou

اپيدمی شده عمو! من هم دور از شما، گاهی دلم به اندازه سوراخ سوزن می جوشد...

jahan

ما تحمل نکنيم ار تو روا ميداری

jahan

استاد عزيز فکر دل ما رو نمی کنی که واست يه ذره شده .... روزگاريست که ما را نگران می داری .. مخلصانرا به وضع دگران می داری

محسن

با سلام وبلاگ خوب و قشنگ شما رو ديدم و از مطالبتون بسيار لذت بردم ...به من هم سري بزنيد ... بلبل خسته بي برگ و نوا را آخر... به نسيم گلي از باغ كرم ياد كنيد

iman m nezami

سلام بر استاد عزيز .. زيبا بود به ما سر بزنيد کلبه خرابه ما که قابل اين حرفها نيست