؟؟؟؟

سخت است در اين دخمه نشستن، نرسيدن
از مفرغ انديشه به آهن نرسيدن

تا علم يقين رفتن و هرچيز شنيدن
امّا به سراپرده‌ی ديدن نرسيدن

در صلح نخنديدن و لبخند نديدن
در جنگ به‌گردِ پی دشمن نرسيدن

هر روز تهی‌گاه جگرگوشه دريدن
امّا به ملامت‌گری «من» نرسيدن

تحريف غريبی‌ست به قانون حماسه:
تهمينه به بالين تهمتن نرسيدن

يک‌عمر نپرسيدن و تاريک سپردن
يک‌عمر به يک پاسخ روشن نرسيدن

سرگرم دعا کردن و کوتاه جهيدن
سرخورده از اين «دست به دامن نرسيدن»

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
jalal

به من هم سر بزن...

shirin

سلام.خوشحال ميشم به وبلاگ من هم سر بزنين/

REZA

سلام . به ما هم سر بزن

رضا قاسمی

سلام عزيز.بايک غزل به روزم.سر بزن.پيشا پيش ممنون.پايدار باشی

سید مهدی موسوی

سلام عزیز! با مطلبی تحت عنوان غزل کلاسيک، سکس/ غزل پست مدرن، اروتيسم به روزم در ضمن یک غزل جدید هم زده ام!! حتما سر بزن!!

حسین

سلام !غزل زيبايی بود!شاد باشی

NAJVA

سلام ، بار دیگر آمدم ، این جا همه چیز و هر چیز زیباست به ویژه غزل ( شعری برای لذت یک عمر خواندنست / گر لحظه ای بخوانم و بر یاد بسپرم )به اميد ديدار