برهمن پرسيد و تو کدامی ؟

چوپان گفت ...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

من مرد غیر قابل هر پیش بینی ام

شیطان آسمان و خدایی زمینی ام

  

امروز کفر مطلق و فردای بی گمان

لبریز نور بادهء حق الیقینی ام

 

از محضر مبارک من خوشه چین شوید

چیزی نمانده است به خلوت گزینی ام

 

آدم خراب گندم و حوا خراب سیب

من هم خراب حادثه ای اینچنینی ام

 

دوزخ کفاف سردی من را نمی دهد

ققنوسم و حریص به آتش نشینی ام

 

این شعر هم به نفع خدایان تمام شد

گفتم که غیر قابل هر پیش بینی ام  

 

/ 47 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته مهر

هم وطن نازنين شعر بسيار قشنگی بود هميشه موفق باشی

سيد علي ميرافضلي

سلام. غزل خوبی بود. ولی نميدانم چرا ترکيب غير قابل هر پيش‌بينی خيلی برای من جا نيفتاد. شايد بخاطر هر بود.

elaheh

سلام . به روزم افتخار بدید

elaheh

سلام . به روزم افتخار بدید

mehdi

نتوانستم وسعت بی مرز احساسم را تنها در برکه قلبم نگه دارم... با شما دوباره قسمتش کردم... با شما که درياييد... به ما سر بزنيد غزلت هم واقعا زيبا بود...

najva

آتشی بود درين شعر که جانم را سوخت ـــ تاب توصيف نياورد و زبانم را سوخت