چوپان...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

کبريت‌ها

گُر گرفت و به‌تدریج خم شد، پشتِ کبریت شعله‌ور ما
روسیاهی به‌جا ماند و افتاد، فتنۀ شور و شر از سر ما
 
چوب بودیم و باروت بر سر، فکر فتح شبستان عالم
ناگهان انفجاری به‌پا کرد، اصطکاک جنون‌پرور ما
 
یک‌به‌یک صف‌به‌صف چیله‌چیله، کاری از دستمان برنیامد
عاقبت پرت شد روی هیزم، قوطی خالی لشکر ما
 
ما خطر کرده‌بودیم اما، جنس کبریت ما بی‌خطر بود
باز تقصیر این سرنوشت است، مرگ بر چرخ بداختر ما
 
دود بود و سیاهی و سازش، ما شهیدان یک اتفاقیم
هیچ‌کس بد نگوید به دیروز، بد نگوید به خاکستر ما
 
آرزوهای بر خاک مانده، آخرین پردۀ این نمایش
همچنان می‌زند بال بر هم، جوجه‌ققنوس خوش‌باور ما
 
 
 

نوشته : حسن قریبی در ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظروز۱۳۸٦/٥/٩
    پيام هاي ديگران ()  لینک


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :