چوپان...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

ايستاده است...

با سلام به عزيزان چوپان ...

غزلي از مچموعه (به ناكجايي اين جاده ها)


نگهبان آن طرف ها ايستاده است
كمي خواب است اما ايستاده است
و پشت ميله هاي سرد سلول
ندامت سخت تنها ايستاده است
در اين سو كودكي با بغض سنگين
و در آن سوي بابا ايستاده است
كنار نرده هاي سبز زندان
زني در فكرفردا ايستاده ايت
اگر چه او كويري درد دارد
ولي تا پاي دريا ايستاده است
اميدي هست در اين بي پناهي ؟!
عدالت هيچ آيا ايستاده است؟!
سحر ديدند چوب دار قانون
بدون هيچ پروا ايسناده است
×××××
كنار نعش مردي كودكي بود
نگهبان آن طرف ها ايستاده است

نوشته : حسن قریبی در ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظروز۱۳۸۱/۱٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()  لینک


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :