چوپان...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

زبان سرخ

باسلام
به هزار دليل كه كوچكترين آن پروژه جابجايي از منزل به محل جديد و احتمالا در گيري با جماعت نقاش و لوله كش و بنا است تا مدتي در خدمت دوستان نخواهم بود . باشما هستم به ياد شما هستم و سعي مي كنم زود به زود تر به ديدنتان بيايم . قربان همگي .

زبان سرخ


مي رسيدآن روز ازميدان صداي چوب دار
مردمي گرم هياهو در هواي چوب دار
يك نفر بالاتر از مردم زباني سرخ داشت
با سر سبزي كه آوردند پاي چوب دار
هيج كس از او نمي دانست حتي يك غزل
گر چه مي ديدند او را لابلاي چوب دار
ريسماني و گلو آن سان كه مي گفتي چه خوب
ساختند انگار گردن را براي چوب دار
يك نفر آن روز كم كم مرد ما مانديم وباز
گريه هاي تلخ مردم خنده هاي چوب دار

نوشته : حسن قریبی در ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظروز۱۳۸٢/٤/٦
    پيام هاي ديگران ()  لینک


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :