چوپان...
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

ما شهیدان یک اتفاقیم

 

 گُر گرفت و به تدریج خم شد، پشت کبریت شعله‌ورِ ما

روسیاهی به‌جا ماند و افتاد، فتنة شور و شر از سرِ ما

 

چوب بودیم و باروت بر سر، فکر فتح شبستان عالم

ناگهان انفجاری به‌پا کرد، اصطکاکِ جنون‌پرورِ ما

 

یک‌به‌یک،‌ صف‌به‌صف، چیله چیله، کاری از دستمان بر نیامد

عاقبت پرت شد روی هیزم، قوطی خالی لشکرِ ما

 

ما خطر کرده‌بودیم اما، جنس کبریت  ما «بی‌خطر» بود

باز تقصیر این سرنوشت است، مرگ بر چرخِ بداخترِ ما 

 

دود بود و سیاهی و سازش، ما شهیدان یک اتفاقیم

هیچ کس بد نگوید به دیروز، بد نگوید به خاکسترِ ما

 

آرزو‌های بر خاک مانده، پردة آخر این نمایش؛

همچنان می‌زند بال بر هم، «جوجهْ‌ققنوسِ» خوش‌باورِ ما

نوشته : حسن قریبی در ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظروز۱۳٩٠/۱/٢٤
    پيام هاي ديگران ()  لینک


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :